تبلیغات
پیامک | اس ام اس | sms | تفریحی - خاطره خنده دار-زنم

امروز:

خاطره خنده دار-زنم

» نوع مطلب : خاطرات خنده دار ،

خاطره خنده دار-زنم




زنم داشت با جارو برقی خونه رو جارو می زد
یهو جاروبرقی سوخت
خانمم داشت منو نگاه می کرد و بعدش گفت : پس چرا چیزی نمیگی؟
منم گفتم : خوب چی بگم فدای سرت
اونم گفت : نه باید یه چیزی بگی
منم کلی روی سرم زدم و فریاد کشیدم تا اینکه قانع شد
بععله همچین زنی دارم من
.
خاطره خنده دار-زنم
.
دیروز رفتم مسابقه کشتی.....بعد در سالن بودم یه گدا اومد بهم گفت که پول بهم بده
منم گفتم مسابقه دارم دیر کردم برو کنار
اونم گفت : اینشالا جوون مسابقه رو ببری کمکم کن
من:ندارم آقا برو اون طرف
اون:حالا که اینجوریه ایشالا که ببازی بعدش فرار کرد
یعنی اینقدر خندیدم که نگو


اگه مایل به تبادل لینک با ما هستین اینجا رو کلیک کنین


نوشته شده در : پنجشنبه 26 تیر 1393  توسط : حسین فرجی.    نظرات() .

برچسب ها: خاطره ، خاطره خنده دار ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.