تبلیغات
پیامک | اس ام اس | sms | تفریحی - داستان خنده دار عاشقانه

امروز:

داستان خنده دار عاشقانه

» نوع مطلب : داستان ،

داستان خنده دار عاشقانه




یه زن و شوهری بودن همدیگه رو خیلی دوست داشتن.
زنه رو باید عمل می کردن که احتمال مرگش وجود داشت
در لحظه های آخر دختره پسره رو صدا می زد
پسره اومد و دختره گفت : منتظرم می مونی؟
پسر طاقت نیاورد که دختر گریش رو ببینه و به دختره پشت کرد.
در این لحظه هر دو تا گریه کردن.
بعد از عمل دختره چشم هاش رو باز کرد همش اسم پسره رو صدا می زد
پسرتار اومد و گفت : آروم
دختره گفت : نه باید عشقم رو ببینم. هستش دیگه؟ واسم مونده؟
پرستاره گفت : متاسفانه اون پسره همونیه که قلبش رو به تو اهدا کرد.
دختره گفت : آخه چرا؟ چرا بهم نگفت : می خوام خودمو بکشم.
پرستاره گفت : هیس! شوخی کردم رفته توالت :دی


نوشته شده در : چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393  توسط : حسین فرجی.    نظرات() .

برچسب ها: داستان خنده دار ، داستان عاشقانه ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.