تبلیغات
پیامک | اس ام اس | sms | تفریحی - خاطره خنده دار-نیوتون و الکاندر گراهام بل

امروز:

خاطره خنده دار-نیوتون و الکاندر گراهام بل

» نوع مطلب : خاطرات خنده دار ،

خاطره خنده دار-نیوتون و الکاندر گراهام بل





چند روز پیش بود که بابام داشت پیش خودش می گفت : مردم بچه دارن ما هم بچه داریم.
من بهش گفتم : مگه چی شده؟
اونم میگفت : مردم بچشون نیوتون میشه بچه ما هم ...
منم خواستم ضایع نشم گفتم : اون نیوتون پدرش الکساندر گراهامبلل بود ولی تو چی؟
بابام هم گفت : پدر نیوتون باطری ساز بود!
هیچی دیگه یکی باید میومد منو جمع می کرد
.
خاطره خنده دار
.
آقا چند روز پیش رفته بودم آرایشگاه
آرایشگره گیر داده بود که چه موهای چربی داری
منم گفتم : آی گفتی. پدرم در میاد هر روز باید برم آرایشگاه.
اونم گفت : یه چیزی بهت میگم دیگه راحت میشی.
گفتم : چی؟
گفت : موهاتو با تاید بشور اینقدر خوب میشه 
من هیچی واسه گفتن ندارم!


نوشته شده در : پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393  توسط : حسین فرجی.    نظرات() .

برچسب ها: خاطره ، خاطره خنده دار ، خاطره خنده دار سال 93 ،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.